تبليغاتX
آشفتگی های ذهن دوشیزه جودی
این وبلاگ به جز اینجا شعبه دیگری ندارد!
 

بدترین اخلاق دنیا را دارم...

برایم چقدر سخت است ابراز احساساتم به کسانی که دوستشان دارم...

و ناگهان چقدر زود دیر می شود...

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 8:51  توسط دوشیزه جودی  | 

 

این روزها همه فکرم اینست

-که-

چگونه یک عمر با کسی

-زندگی-

کنم که در مهمترین تصمیمات زندگی اش

فقط

-خودش-

را در نظر گرفت...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 8:47  توسط دوشیزه جودی  | 

 

چند وقتیست کارشناسی ارشد را قبول شده ایم

و

دو روز در هفته می پیچانیم می رویم شهر دگر!!

و گه گیجه گرفته ایم اندر کارهای مقاله و درس و کنفرانس و تحقیق و آیلتس و نقاشی و ساز و کار و خانواده و دگر چیزها...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 8:54  توسط دوشیزه جودی  | 

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! 
مگر هردو از یک تن نیست؟ 
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.  
( فریدون فرخزاد)
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 15:52  توسط دوشیزه جودی  | 

درد من تنهایی نیست

بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت-بی عرضگی را صبر

و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا می نامند.

-گاندی-

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 14:35  توسط دوشیزه جودی  | 

 

اینارو اینجا می نویسم چون می دونم به درد خیلی ها می خوره:

حداقل دستمزد روزانه درسال ۱۳90:      110100  ریال    حد اقل دستمزد ماهیانه درسال۱۳90 :  3303000 ریال

 بن کارگری در سال 90(مـاهیانه):    280000 ریال    هزینه مسکن سال 90(مــاهیـانه) :      100000 ریال

 اضافه کاری  (یک ســاعت)      :                            =4/1×33/7÷ دسـتـمزد روزانـه

 شب کاری  (یک سـاعـت)        :                        =%35×33/7÷ دستمزد روزانه

 نوبت کاری صبح عصر (ماهیانه) :                          =%10×30× دستمزد روزانه

 نوبت کاری صبح عصر شب (ماهیانه)                     =%15×30×دستمزد روزانه

 نوبت کاری صبح وشب / عصر وشب(ماهیانه)           =%15×30×دستمزد روزانه

 عائله مندی 1 فرزند(ماهیانه)                                  =3× حد اقل دستمزد روزانه

 عائله مندی2 فرزند وبیشتر(ماهیانه)                        =6× حد اقل دستمزد روزانه

 *کمک هزینه عائله مندی منحصرا تادو فرزند بیمه شده پرداخت میشود مشروط برانکه:بیمه شده حد اقل سابقه  پرداخت حق بیمه هفتصد وبیست روز کار را داشته باشد و سن فرزندان از هیجده سال کمتر باشد ویا منحصرا بـه  تحصیل اشتغال داشته باشند (تاپایان تحصیل).یا دراثر بیماری یا نقص عضو طبق گواهی کمیسیون های پزشکی موضوع ماده 91 قانون تامین اجتماعی قادر به کار نباشد.

 *ماموریت به موردی اطلاق میشود که کارگر برای انجام کار حد اقل 50 کیلومتر از محل کارگاه اصـلی دور شود و یا ناگزیر باشد حد اقل یک شب در محل ماموریت  توقف نماید واین فوق العاده نباید کمتر از مزد ثابت یا مزد مبنای روزانه کارگران باشد.

 *عیدی وپاداش به نسبت یک سال کار معادل شصت روز اخرین مزد می باشد که مبلغ پرداختی از این بابت به هر یک از کارگران نبایستی از معادل نود روز حداقل مزد روزانه قانونی تجاوز کند ومبلغ پرداختی به کارگرانی که کمتر از یک سال کار کرده اند باید به ماخذ شصت روز مزد و به نسبت ایام کارکرد محاسبه گردد مبلغ پرداختی ازاین بابت نباید از یک دوازدهم سقف تعیین شده تجاوز نماید.

 * کار در روز تعطیل رسمی از همان ساعات اول بعنوان اضافه کار تلقی شده وبرای هر ساعت ان فوق العاده ایی معادل 40% اضافه بر مزد هرساعت کار عادی باید پرداخت شود.

 * میزان مرخصی استحقاقی سالانه کارگران 26روز کاری در سال است وبا احتساب چهار روز جمعه جمعا یـک  ماه است که باید بر اساس حق السعی کارگر محاسبه وپرداخت شود.

*حق السعی کلیه دریافت های قانونی که کارگر به اعتبار قرارداد کار اعم از - مزد یا حقوق- کمک عائله مندی- هزینه های مسکن- خواربار- ایاب وذهاب- مزایای غیر نقدی- پاداش افزایش تولید سود سالانه و نظایر انها دریافت می نماید را گویند .

 *در صورت خاته قرارداد چنانچه سابقه کار کارگر نزد کـار فرما به یک سـال رسـیده بـاشد کـارفرما مکلـف بـه  پرداخت مزایای پایان کار به ازای هر سـال می بـاشد . سوابـق کـار کمـتـر از یـک سال نـیز بـراسـاس ماهای کار  کرد محاسبه وپرداخت می شود .در محاسبه حق سنوات (مزایای پایان کار)در کارگاه های دارای طرح مصوب طبقه بندی مشاغل مزد گروه وپایه ودر سایر کارگاهها مزد ثابت (مجموع مزد شغل ومزایای ثابت پرداختی به تبـع شغـل) مبنای احتساب می باشد.

* کار شب کارهایی است که زمان انجام ان بین 22  تا  6 بامداد قرار دارد.

 * ارجاع کار اضافه بر ساعات کار عادی( 44ساعت درهفته برای کارگران غیر نوبتکار176ساعت در چهار هفته  متوالی برای کارگران غیر نوبت کار) اضافه کار بـوده وارجـاع ان با موافـقت کارگـرپرداخت 40% اضـافه بر مـزد هـر ساعات کار عادی وتجاوز ننمودن ساعات کار اضافی ارجاعی بیش از 4 ساعت مجاز است

 * کارگری که در طول ماه به صورت نوبتی کار میکند و نوبت های کاری وی در صبح وعصر واقه شود 10%و  چنانچه نوبت ها در صبح عصر و شب واقع شود 15% ودر صورتی که نوبت ها به صبح وشب ویا عصر وشب بیفتد5/22%علاوه بر مزد به عنوان فوق العاده نوبت کاری دریافت خواهد کرد

 *کلیه کارگران مشمول قانون کار اعم از نوبت کار وغیر نوبت کار در مقابل انجام کار درروز جمعه علاوه بربرخورداری از یک روزتعطیل معین ومستمر دیگر به جای ان؛استحقاق دریافت 40%علاوه بر مزد را خواهد داشت  واین مبلغ جزیی از مزد کارگر در روز جمعه میباشد و ماخذ محاسبه اضافه کاری انجام شده دراین روز نیز خواهد بود.  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 14:10  توسط دوشیزه جودی  | 

بالاخره باید یه فرقی بین من کارمند شرکتی الکی دو لا راست نشو که تو اداره فیلم بازی نمی کنم نماز نمی خونم با تو که کارمند رسمی هستی و ادعای مومنی می کنی باشه!!آره دیگه من باید بشینم کارای تورو انجام بدم...تو باید صبحها یه ساعت دیر بیای عصرها یه ساعت زود بری...دو ساعت بری ناهار و نماز و باقی ساعات رو هم پای تلفن فک بزنی...

واقعاً مرده شور ریخت این مملکت رو ببرن ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 14:53  توسط دوشیزه جودی  | 

 

کسی چه می داند...
شاید این جهان
جهنم سیاره ی دیگری است

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 23:24  توسط دوشیزه جودی  | 

 

گیریم که فیس بوکت را هم بستی

مغز من را که نمی توانی ببندی...

چشمانم را که نمی توانی ببندی...

من می فهمم...

بفهم...

+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1390ساعت 14:37  توسط دوشیزه جودی  | 

رفته ای اینک

و  هر سبزه و سنگ در تمام در و دشت

-سوگواران- تواند

 رفته ای اما آیا باز برمی گردی ؟‌

چه تمنای محالی دارم !...

 

به یاد پدرم و اولین سال نبودنش در روز پدر ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 11:38  توسط دوشیزه جودی  | 

 

جاذبه  ج*ن*س*ی  چیز عجیب و در عین حال کثیفیست...

ناخودآگاه آدمی را به سوی خیانت سوق می دهد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 10:38  توسط دوشیزه جودی  | 

 

حسابی کلافه ام...

بدجوری اعصابم خورده...

از دو هفته پیش که مراسم روز زن توی اداره مون برگزار شد همین طور بین همکارها دهن به دهن خبرهایی رد و بدل می شه...

روز زن رئیس کل اداره یه آخونده رو آورده بود که برامون سخنرانی کنه...اونم از اول عرایضش شروع کرد به توهین به زن.من از تمام زرهایی که زد کلمات گاو،گوسفند،بز،شیطان،انگل،طفیلی،شر،وسیله ی مرد و ... رو به یاد دارم که همه اش توهین به زن بود.وسط حرفهای مفتی که یارو می زد از کل ۴۰ ،۵۰ نفر خانومی که نشسته بودن بیشتر از نصف از سالن اجتماعات به نشانه اعتراض بیرون رفتن.بعد از همه جا پخش شد که رئیس کلی بهش برخورده و ناراحت شده که این یارو مهمون من بوده و به من توهین شده و ... و حسابی ۱۵۰ هزار تومنی که بهمون هدیه دادن رو از نوک دماغمون درآوردن...

جالبتر این بود که یه سری از این خانوم ها جا زدن و هرکدومشون دلیل بلند شدنشون رو یه چیز مذخرف ذکر کردن!یکیشون گفت فلانی منو صدا کرد...یکیشون گفت رفته بودم دستشویی ...خلاصه هرکی یه چیز گفت و جا زد...

حالا بعد دو هفته دارم می بینم که دارن یکی یکی صدا می کنن حراست...اون هیچ تازه دارم می شنوم یه عده رفتن پیش رئیس معذرت خواهی هم کردن!!!والا دیوانه شدم...ادارات دولتی توش چیزای عجیبی دیده میشه...حالا خدا به خیر بگذراند باقی ماجرا را...احتمالاْ همین روزها من هم سروکارم با حراست می افته...

...

...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 13:50  توسط دوشیزه جودی  | 

قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن .
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم...
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 22:6  توسط دوشیزه جودی  | 

 

من از ماه آمده ام...

و سوار بر نور ماهم...

برایم خورشید بیاور...

پرتویی از مهر...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 11:50  توسط دوشیزه جودی  | 

 

من از این شرکتی که تو توش می ری خوشم نمی یاد...

اون تو کار نمی کنین که...از سر و کول هم بالا می رین..

از ما گفتن بود،می خوای بری اونجا برو...ولی

یا -من-

یا -اون شرکت لعنتی- ...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 14:20  توسط دوشیزه جودی  | 

 

یک هفته است که در انتظار رالی می باشیم

و سه ساعت از وقت گرانبهایمان را دیروز در کلاس توجیهی اش گذراندیم!

و پولی را مفت در حلقوم هیئت اتومبیلرانی ریختیم ...

حالا خانم آمده و می گوید جمعه کنکور پیام نور دارد و قضیه کن فیکون است!!!!!

عجب آدم هایی پیدا می شوند...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 10:25  توسط دوشیزه جودی  | 

 

بعضی وقتا آدم ها چه راحت پا می ذارن رو حرفاشون...

چه راحت...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:29  توسط دوشیزه جودی  | 

 

بعد از ۱۴ ساعت در اتوبوس نشستن بالاخره رسیدیم...

تا ما باشیم بدون بلیط برگشت جایی نرویم!!!

ولی خدایی از اردیبهشت شیراز نمیشد گذشت...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 10:55  توسط دوشیزه جودی  | 

 

وقتی می شنوم می گه یکی از همکاراشم تو سفر ترکیه هست حسابی قاطی می کنم...

هیچی نمی گم ولی کلافه می شم ...می گم سهیلا آخه من با این دختره راحت نیستم...

بعد فکر می کنم مهم نیست ما که سه نفر هستیم یکی دیگه هم روش...

اتاق سه تخته نبود سه نفری باید بچپیم تو یه اتاق دو تخته...

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 13:33  توسط دوشیزه جودی  | 

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم .

دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:14  توسط دوشیزه جودی  |